عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

767

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

حظّش بيش از دلبستگى بدان و اندكش بيش از بسيارش مىباشد . 142 و قال عليه السّلام فى حقّ من ذمهّ منهم تخرج الفتنة و اليهم تأوى الخطيئة يردّون من شذّ عنها فيها و يسوقون من تأخّر عنها اليها : و آن حضرت عليه السّلام در بارهء كسى كه او را نكوهش ميكرد فرمود : برخى از آنان كسانى اند كه فتنه از طرف ايشان پيدا مىشود و گناه بسوى آنها مى رود مأوا مى گزنيد هر كه از آن گناه تن زند آنها را او را بسوى او بازگردانند و هر كه خود را عقب كشد و از آن گناه باز ماند آنها را او را بسوى آن برانند ( و دستهء از مردم چنين اند و همواره بگمراه كردن بندگان خدا سرگرم اند ) . 143 و فى حقّ من ذمهّ ايضا : ما نجا فى غرب هواه كادحا سعيا لدنياه : آن مرد هوا پرست در بهار و دوران هوا پرستيش رهائى نيافت در حالى كه كوشش كننده و براى دنيايش بشتاب دونده بود . 144 ما اخلق من غدر ان يوفى له : سزاوار نيست در بارهء مرد بد عهد و بيوفا وفادارى شود 145 مصيبة فى غيرك لك اجرها خير من مصيبة بك لغيرك ثوابها و اجرها : ماتم و گرفتارى كه ( تو از ديگرى رفع كنى و ) اجرش براى تو باشد بهتر از مصيبت و ماتمى است در تو باشد و ديگرى ( آن را از تو بگرداند و ) ثواب اجرش را ببرد . 146 مصيبة يرجى اجرها خير من نعمة لا يؤدّى شكرها : مصيبتى كه انسان اميدوار ثواب آن باشد بهتر از نعمتى است كه حقّ شكرش ادا نشود 147 مشاورة الحازم المشفق ظفر : با دوست مهربان دور انديش مشورت كردن پيروزى مى آورد . 148 مشاورة الجاهل المشفق خطاء : با دوست مهربان نادان مشورت كردن خطاء است ( و انسان را گرفتار مى سازد ) . 149 مجالسة اهل الدّنيا منساة للأيمان و قائدة الى طاعة الشّيطان : با مردم دنيا نشستن ايمان به خدا را از ياد برنده و بسوى طاعت شيطان كشاننده است . 150 معرفة اللّه سبحانه اعلى المعارف : بالاترين معرفتها معرفت و شناسائى خدا است .